تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

131

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

پردازد و در راه خوش بگذراند . همراه او هفت تن از بزرگان و نجبا و 300 تن از جانداران دلير و دلاور او بودند « 1 » . بهرام برادر خود را ، كه نرسى نام داشت ، بر جاى خويش بگذاشت تا در كارهاى مملكت بنگرد « 2 » . مردم چون رفتن بهرام و جانشين ساختن برادرش بدانستند يقين كردند كه او از دشمن گريخته و دست از مملكت بازداشته است . پس سگالش كردند تا فرستادگانى به سوى خاقان بفرستند و به باج‌گزارى گردن نهند ؛ زيرا بيم آن داشتند كه اگر گردن نهند خاقان روى

--> تعانيث b 11 ؛ عبود از را a 34 ؛ قدّوشين a 72 سماخوث فصل 12 ) گينزق و گنزق آمده است ؛ در سترابن ( ص 523 ) وستفانوس بيزانسى ( آريان ) گزكا و همان مؤلف ( در ( Quadratus گزكس و ثئوفانس ص 747 گزكو و در كرونيكون پاسكاله ص 729 به بعد كنزكن و در پلينوس ( 13 / 6 بند 42 گزه Gaza و در آمّيان Gazaca و در عربى جزنق هم آمده است ( ياقوت ) و در ارمنى گندزك Gandzag . اين شهر نه تنها غير از شهر گنجهء معروف واقع در البانيا ( ارّان ) است كه لانگلوا ( در فاوستوس ؛ ج 1 ص 215 ) آن دو را با هم اشتباه كرده است ( رجوع شود به سن مارتين ( Mem . I , 129 بلكه نيز غير از شهر ديگرى است به همين نام كه در نزديكى دجله بوده است و نام آن دو بار در تاريخ آمده است ( ثئوفيلاكتوس 10 / 5 و ثئوفانس ص 488 ) ، و راولين‌سن نبايستى اين را با آن شهر واقع در آذربايجان يكى مىدانست ( در مجلّهء مذكور ) . به طور كلّى اين مقالهء راولين‌سن با همهء امتيازاتى كه دارد متضمّن اشتباهاتى هم هست . دربارهء اين محلّ و معبد از ميان منابع مذكور در فوق مخصوصا به كرونيكون پاسكاله ( موضع مذكور ) و ثئوفانس ( ص 747 - 721 ( Cedron رجوع شود كه در آن گنجهاى عظيم اين معبد را مانند گنجهاى كروزوس ليديائى دانسته است . ابن خرداذبه مىگويد كه پادشاهان ايران پس از جلوس بر تخت پياده به زيارت اين آتشكده مىرفته‌اند ( و نيز رجوع شود به ياقوت ج 3 ص 353 به بعد ؛ و علاوه بر آن نيز رجوع شود به پركپ ، جنگ ايران ج 2 ص 24 و مسعودى ج 4 ص 79 به بعد و بلاذرى ص 326 و فردوسى در مواضع متعدد مخصوصا 1949 به بعد كه مىگويد خسرو دوّم پس از جلوس مجدّد به زيارت آن رفت ) . دربارهء آتش آذرگشسپ سخن زياد گفته شده است . ( 1 ) - دينورى مىگويد او هفت هزار تن با خود برد و دستور داد هر كدام بازى و سگى شكارى با خود به همراه ببرند . فردوسى نيز مانند اين را آورده است ولى عدّه را 12000 گفته است . ( 2 ) - سعيد بن البطريق ( ج 2 ص 85 ) با نرسى قاضى ازدنار ( صحيح آن بايد آذرباذ باشد ) را نيز ذكر مىكند .